خرید بک لینک

گذشته هر کس یک مکان است. نه میخواهم ازش فرار کنم و نه مثل ضحاک ماردوش زندانیاش کنم در البرز کوه. قسمت گزنده گذشته را پذیرفتهام، همانها که مزه زهرمار میدهند و گاهی که تنهاییات غلیظ میشود، به سراغت میآیند.

باید اندوه را به رسمیت شناخت، این برای من آستانه گذار است. عبور از گرهها و چالهچولهها. خاطرههای ناخوش و دوستنداشتنی را نمیتوانم سرکوب کنم اما میتوانم خشمی که در بطنشان جوشیده را به اندوه تبدیل کنم. مثل بغل کردن خودت و گفتن اینکه عیبی ندارد، نباید خودت را محکوم یا سرزنش کنی.

اگر اینقدر عدهای برای تبلیغ ماست پروبیوتیک کاله در صفحههایشان، خودت باش و لبخند بزن و در لحظه زندگی کن را دستمالی نمیکردند، حالا میتوانستم بگویم که این هم خود بودن من است. خودآگاه بودن به گذشته، به حال، به همین لحظه که شادی برآمده از غم روی دلم نشسته.

دلم براي همه چيز تنگ است حتي براي روزهاي لعنتي گذشته دلم براي دختركي كه به يكباره در يك شب زمستاني به زني ميانسال تبديل شد هم تنگ است .

برچسب: نویسنده: سینا فلاح تاريخ: چهارشنبه 10 ارديبهشت 1399 ساعت: 6:52

صفحه بندی