خرید بک لینک

نامههاییکهکاشننویسم

بگذار ساده بگویم رک،و بدون تعارف ما حالا در سي و چندسالگی به سر میبریم و به خیلی چیز ها عادت کرده ایم خیلی راحت با خنده های کسی که قرار نبود میخندیم .

درست میگفتی زمان قطعا همه چیز را عوض میکند!

مایی که میگفتیم نمیتوانیم حالا توانستیم توانستم اما ...

من همین حالا که برایت مینویسم دیگر تاب و توان نداشتم وگرنه همین چند روز پیش طاقتم تمام شد و به اجبار خودم را به راه هایی دیگر میزدم هر چند که انگار قرار است تمام راه ها به تو ختم شود!

ببین چندین و چند سال گذشته و من هر سال چندین مرتبه لبریز و بعد سر ریز میشوم از دلتنگی و نامه هایی که مینویسم و فقط خودم میدانم که کجا میگذارم مبادا که کسی بخواند و بداند !

میدانی که زمان ادم را ترسو هم میکند!

من از تو هیچ وقت به هیچ کس هیچ نگفتم اما خب تو را هر بار که در چشمانم نگاه کرده اند دیده اند

بگذریم که هر چه جلو تر میرویم تصویر تو محو تر و چشمان من تار تر میشوند!

بیماری نادریست که چشمانم هر بار تر میشود جانم به لب میرسد اما در نمیرود...

طبیعیست که زمان ادم هارا پیر میکند!

خواستم حالا بعد گذشت این همه سال

بگویم که زمان تو را از یاد من نبرد بلکم به گونه ای زیبا تر آنگونه که من بیشتر و بیشتر دوستت داشته باشم هر روز بیشتر از دیروز به یاد من میاندازد به گونه ای که لحظه ای هم جدا از من نباشی!

من حالا میتوانم چشمانم را ببندم و دستانت را بگیرم و در تمام کوچه خیابان های قشنگ شهر قدم بزنم!

فارغ از انگشت های اشاره مردمی که مرا دیوانه خطاب میکنند!

خواستم بگویم زمــــان آدم هارا دیوانه هم میکند!!

سال نو مبارك

اميدوارم در كنار عشق جديد ، زندگي جديد، توي سال جديد خوش بگذره .

برچسب: نویسنده: سینا فلاح تاريخ: چهارشنبه 10 ارديبهشت 1399 ساعت: 6:52

صفحه بندی