تب - تاریخ: 1395/8/2 ساعت: 22:44
تب کرده ام هذیان برایت مینویسممغزم پراست از فکرهای اشتباهی بگذار حالت رابپرسمگرچه دیر است؛رو به راهی !!!؟؟؟؟ این دو بیتی رو خیلی دوست دارم سرد است تبی که در تنم افتادهنام چه کسی از دهنم افتاده یکروز یقینا خفه ام خواهد کرددستی که به دور گردنم افتاده ============ بعدا نوشت : من خیلی وقته به یاهو سر نز...
تولد غنچه پر پرم مبارک - تاریخ: 1395/8/2 ساعت: 22:44
بعد پرپر شدنت ای گل زیبا چه کنم من به داغ تو جوان مرده به دنیا چه کنم بهر هر دردی دوایی است مگر داغ تورا من به دردی که براو نیست مدوا چه کنم ای جگر گوشه ام ، دیده ی من جای تو بود . تولدت مبارک غنچه پر پر شدم تولدت مبارک همدم تنهاییهام ورودت به سه سالگی و پایان دو سالگیت مبارک شاید این تنها کاری باشه...
غمگینم - تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 23:43
غمگینم، درست حالِ زنی را دارم که نمیداند، در خانه ی خودش چه نسبتی با همسرش دارد ...
پاییز رو دوستدارم - تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 23:43
منطقِ پاییز مثل بی منطقیِ زنی ست که وقتی دارد از زندگی مردی می رود موهایش را رنگ می کند.
دروغه محضه - تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 6:54
دروغ محضه جداییمون ما عاشق همیم هردوتاییمون مگه نه تو هنوزم واسه من میمیری مگه نه تو بدون من هیچ جا نمیری مگه نه آره دروغه اینکه نیستی تو هنوز نرفتی پیشم وامیستی تو هم بی من خیلی غصه میخوری مگه نه از ترس چشای من جم نمیخوری مگه نه هنوز این قلب دیوونه میخوادت چرا از من و عشقم هیچی نیست یادت هیچی نیست ...
سنگسار - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 4:28
هیچکس دلش نمیخواد ازغم بنویسد.امامگه کمه چشمایی خیس از اشک که جامونده از یک حادثه تلخ..بازیچه شده با هوس..دروغ..وعده..فریب..جدایی..اشک..غم..درد..افسوس..خاطره....خاطره.....خاطرهشاید سنگسار حق کسیه ...کسی ک وقتی عاشق میکنهعاشقی نمیکنه !!!!
من او نیم - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 4:28
لطفا یا نخونین این شعر رو یا اگه میخونید تا تهش بخونید امروزم کلا توی سکوت و بی حوصلگی گذشت پژمرده شدم امروز حتی با خودمم دعوا داشتم ..... ای رفته ز دل ، رفته ز بر ، رفته ز خاطر بر من منگر ، تاب نگاه تو ندارم بر من منگر ، زانکه به جز تلخی اندوه در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم ای رفته ز دل راست بگو !...
تصادف - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 4:28
چند شب قبل با داداشم توی راه خونه مامان اینا بودیم که تصادف کردم روزها هم میان و میرن منم خوبم ولی شما باور نکنید نمیدونم چه مرگیه که حتی حوصله خودمم ندارم دیشبم از بس خوابهای عجیب و غریب دیدم و داد و بیداد کردم که خودم ترسیدم .... فعلا همینا شایدم برم سفر مامان که جزیره نیست اینجا اصلا خوب نیست هرچ...
مسافرت - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 4:27
در پی اقدامی کاملا انتحاری کار و زندگی رو تعطیل کرده و به سفر میرویم . اینجا تهران است . هوا گرم و به شدت کثیف میباشد . ساعت سه نیمه شبه و من همچنان بیدارم . دوستای مجازی عزیزم از جمله ساغر و لیلای عزیزم ممنون که با نظرات دلگرم کنندتون احوالم رو جویا میشید . حالم خوبه و در فکر ایجاد تغییر توی دکوراس...
زن - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 4:27
چه چیزی در این جهان غریبانه تر از زنی ست که خودش را و تنهایی اش را بغل میکند و میپوسد .... اما حاضر نیست دیکر کسی را دوست بدارد . فقط همین قدر میتونم بنویسم در مورد امشبم
فکر کنم دیگه جوابشو دادم - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 4:27
داشتم فکر میکردم شاید اصلا برای همین است که هیچ وقت به هیچ کسی قول همیشه ماندن نداده ام...انگار که منفقط می توانماز دور آدم هارا دوست داشته باشم!مثلااز دور تورا دوست داشته باشم...از دور مراقبت باشم...از دور نگاهت کنم....از دور...... به دل نگیر!میبینی که دور خودم دیوار چیده ام، و از هرکسی که بخواهد ا...
بیمعرفت نیستم - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 4:27
رفتم ساری... با کلی دردسر ساعت 2 شب رسیدم کیش به قول mahdishun الان تقریبا یک ماه و اندیه چیزی ننوشتم الان فقط خواستم بگم خوبم و بیمعرفتم نیستم همچنان دنبال کار میگردم و روزهام به تندی سپری میشه این مدت مهمووون داشتیم و حسابی شلوغ بودیم فعلا همینا
دل کندن یا جون کندن ؟؟؟؟؟؟ - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 4:27
خودتم خوب میدونی وقتی بعد از تایپ چند خط ، یهو میزنی همشو پاک میکنی ، یعنی اوضاع اصلا خوب نیست یعنی گیر کردن بین جون کندن یا دل کندن...!
حالم بده .... - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 4:27
تب کرده ام.. او بالای سرم نشسته..دستمالی را که به چشمانم میکشد روی پیشانی ام میگذارد..ببن چگونه رفتی.. پیشانی ام که تب می کند ، شک ندارم عکسم را، بوسیده ای آنچنان رفته ای که انگار مُرده ام ! بی انصاف ! مُرده ها را هم یاد می کنند گاهی ؛ با گُلی ، گریه ای ، آهی . سـرِ یـک سـؤ تـفاهـم ، مـن و تـو ، مـ...

برچسب‌های مرتبط

تبدیل تاریخ | تبریک تولد | تبدیل واحد | تبریک ازدواج | غمگینم از این دنیا | غمگینم مثل | غمگینم چونان پیرزنی که | غمگینم همانند | غمگینم همچون | غمگینم اما دوستت دارم