خرید بک لینک
مدتهای زیادی از آخرین باری که اینجا نوشتم میگذره خیلی اتفاقات افتاده ولی من اینجا رو دوست دارم مثل دوست داشتن خونه ای که هیچکس ازش خبر نداره و شده غار تنهایی من . خوشحالم که اون روزا اینجا رو ساختم . اومدم دیدم با اینکه نبودم ۴۵۷ تا پیام نخونده از طرف دوستایی دارم که وبلاگ رو دنبال میکردن نیما ، محسن ، فاطمه زهرا ، روانشناس بی نام و ...خب خیلی تند و شتابان بخوام شرح بدم میشه اینکه من الان به تمام چیزایی که قبلا دوست داشتم برسم رسیدم چند سال تلاش کردم برای رسیدن به موقعیت فعلیم و از طرف مقابل اوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا فلاح تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 16:34

مدتهای زیادی از آخرین باری که اینجا نوشتم میگذره خیلی اتفاقات افتاده ولی من اینجا رو دوست دارم مثل دوست داشتن خونه ای که هیچکس ازش خبر نداره و شده غار تنهایی من . خوشحالم که اون روزا اینجا رو ساختم .اومدم دیدم با اینکه نبودم ۴۵۷ تا پیام نخونده از طرف دوستایی دارم که وبلاگ رو دنبال میکردن نیما ، محسن ، فاطمه زهرا ، روانشناس بی نام و ...خب خیلی تند و سریع بخوام توضیح بدم میشه اینکه من الان به تمام چیزایی که قبلا دوست داشتم برسم رسیدم چند سال تلاش کردم برای رسیدن به موقعیت فعلیم و از طرف مقابل اونم همینطور همه چی داره و زندگی خوبی رو داره پشت سر میزاره ماشین خریده خونه خریده کاری داره که دوسش داره زن گرفته همونطور که من شوهر کردم و بچه دارم ولی میدونی چیه یه جای کار میلنگه هم برای من هم برای اون با اینکه دوریم ولی پیگیر احوال هم هستیم . نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۲ساعت 13:44 توسط سارا| | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا فلاح تاريخ: شنبه 31 تير 1402 ساعت: 11:31

بزن از اون حرفا؛ من با تو کنار دریاصبح تو موهات باد بزنه؛ باز یه ذره رو شونم خوابت ببره…بذار دلت واسه خودم واشه گلم!هر وقت دلت گرفت؛ واسه تو من گل بیارم هر شببذار دلم تو بغلت جون بگیره پاشه…بذار سند قلبِ من؛ واسه تو امضا شهتو بمونی یا نمونی؛ دلم از دست رفتتو قشنگ دل میبری؛ از روی عمد از قصد!تو بشین نگاه کن که چجوری میشم پیرت…خوب نشسته وسط قلب من اون تیرت آشتی آشتی تا آخر دنیا به همین سادگیاست وقتی یه روز ته خط زندگیتو ببینی و فقط با خاطراتت زندگی کنی میفهمی هیچی توی این دنیا ارزشش رو نداره وقتی هر روز حالم بدتر از روز قبله وقتی همه میگن عمل کن و جواب من نه فقط یه معنی داره من با خودم لج کردم با دنیا لج کردم میخوام ببینم کی تموم میشه توی یک ماه ده کیلو وزن کم کردم از ترس ندیدن دنیا شبی ۳ ساعت بیشتر نمیتونم بخوابم میترسم ولی لج کردم با همه قهرم حتی خودم با خود لعنتیم که این همه بلا سرم آورد و تهش اروم نمیشه با همه قهرم ولی با خاطراتم آشتی  نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم تیر ۱۴۰۰ساعت 1:13 توسط سارا| | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا فلاح تاريخ: شنبه 10 ارديبهشت 1401 ساعت: 1:59

کرونا گرفتم در حد مرگ کرونا خر است

برچسب: نویسنده: سینا فلاح تاريخ: شنبه 10 ارديبهشت 1401 ساعت: 1:59

بهم گفتی پیجمو دنبال میکنی حس کردم اگه فعالش کنم میتونی ازم باخبر باشی با اینکه مایی دیگه وجود نداره و تموم شده و حالا هرکدوممون توی زندگی خودمونیم ولی خواستم حداقل یه راه باریک باشه که بشه یه کورسوی امید .خیلی فرق کرده بودی مهربون بودی مثل روزای اول که دیدمت آروم بودی مثل همون روزا و با احساس مثل روزای آشناییمون خوشبحالت من اما آب رفته بودم دیدی چقدر کوچولو شده بودم و تکیده تازه تو روز خوبمو دیدی داغون بودم خیلی داغونتر از اونی که دیدی دلم برات تنگ شده و میدونم دیگه نمیشه ببینمت و این منو تا مرز جنون میکشه مبارکت باشه زندگی جدیدت میدونم نیازی به دعای من نداری ولی امیدوارم همیشه خوشبخت باشی دلم برات تنگ شده آگاهه گد بلند .  نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مهر ۱۴۰۰ساعت 16:58 توسط سارا| | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا فلاح تاريخ: شنبه 10 ارديبهشت 1401 ساعت: 1:59

پارادوكس يعني ندارمت ولي گاهي فكر از دست دادنت ديوونم ميكنه .

برچسب: نویسنده: سینا فلاح تاريخ: دوشنبه 29 دی 1399 ساعت: 6:00

دیر رسید، گفت بیمارستان بوده، یکی از بستگانش مدتیه که به کما رفته، بخاطر خوردن مشروب، نمیدونم برای زیادیش بوده یا بدیش، بهم گفت اما یادم نیست، فقط آخرین حرفی که زده این بوده که چشمام حسابی سنگینه و یادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا فلاح تاريخ: دوشنبه 29 دی 1399 ساعت: 6:00

میگن وقتی خواب کسی رو میبینی یعنی اینکه اون یه نفر دلتنگته و داره بهت فکر میکنه

نمیدونم چقدر درسته

ولی اگه درست باشه تو چقدر باید دلتنگ من باشی که من کل دیشب رو اونجوری خوابتو ببینم

نوشته شده در یکشنبه ششم مهر ۱۳۹۹ساعت 13:26 توسط سارا| |

برچسب: نویسنده: سینا فلاح تاريخ: دوشنبه 29 دی 1399 ساعت: 6:00

نامههاییکهکاشننویسمبگذار ساده بگویم رک،و بدون تعارف ما حالا در سي و چندسالگی به سر میبریم و به خیلی چیز ها عادت کرده ایم خیلی راحت با خنده های کسی که قرار نبود میخندیم .درست میگفتی زمان قطعا همه چادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا فلاح تاريخ: چهارشنبه 10 ارديبهشت 1399 ساعت: 6:52

گذشته هر کس یک مکان است. نه میخواهم ازش فرار کنم و نه مثل ضحاک ماردوش زندانیاش کنم در البرز کوه. قسمت گزنده گذشته را پذیرفتهام، همانها که مزه زهرمار میدهند و گاهی که تنهاییات غلیظ میشود، به سراادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا فلاح تاريخ: چهارشنبه 10 ارديبهشت 1399 ساعت: 6:52

اتفاقا عشق یعنی راه را گم کرده باشی●♪♫اشتباهی را برای بار چندم کرده باشی●♪♫اتفاقا بهتر است از چشم عاقلها بیفتی●♪♫کارهای بر خلاف میل مردم کرده باشی●♪♫گوش به حرف مردم نمیدم اصلا…به ما چه، مردم چی میگن؟!ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا فلاح تاريخ: چهارشنبه 10 ارديبهشت 1399 ساعت: 6:52

باید یک نفر بنشیند دست بگذارد روی شانه ات از ته دل بگوید:
"چه مرگت است دیوانه جان؟"
بعد سفت بغلش کنی و تمامِ خوب نبودن هایت از چشم هایت بزند بیرون...

برچسب: نویسنده: سینا فلاح تاريخ: شنبه 5 بهمن 1398 ساعت: 18:26

تولدم است. در اتاقم تنها نشستهام، اشکهایم از گونههایم سرازیر شده و با خودم فکر میکنم. فکر میکنم: چرا روزهای تولدم بیشتر از هر روز دیگری گریه میکنم؟ این روزهای تولد چه دارد مگر؟ بعد مینشینم و هادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا فلاح تاريخ: شنبه 5 بهمن 1398 ساعت: 18:26

افتادهام در ابتدای كوچهای بن بست از دست دارم میروم، اصلا حواست هست!؟بیرون زدم از خاطراتت برف میآمد من گریه كردم آخر این قصه را بایدبعد از تو فکر روزهای آخرم باشم بعد از تو فكر ضجههای دفترم باشمبعادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا فلاح تاريخ: جمعه 15 آذر 1398 ساعت: 0:46

سرگرم خودت باشی، با هزار و یک قصه ناتمام. باغ سوخته بی برکتی شده باشد زندگیت، بی متاعی درخور بازارهای پر از رنگ. فراموش شده باشی، مقیم دیار سکوت و تنهایی باشی و خو کرده باشی به شبهای بسیار طولانی ممتدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا فلاح تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:34

صفحه بندی