خرید بک لینک

قاتل به صحنه جرمش برميگردد و عاشق
به خاطراتش...
خون ريخته شده يكی ست!
اما عاشق،
سالها با بخشی از جسد خود
زندگی ميكند...

____________________________

هنوزم همونم یکم مبتلا تر

هنوزم همونی یکم بی وفا تر یکم بی تفاوت یه عالم غریبه

دل نیمه جونم هنوزم غریبه

یه وقتایی گیجم واست گل میارم

میام پیش عکست تو گلدون میزارم

حواسم بهت نیست تو که نیستی پیشم

تو یادم میایی و پر از گریه میشم

تو از من بریدی من از تو بریدم

خدا رو چه دیدی شاید خواب دیدم

که تو رفتی و رفتم از این زمونه

چه به روزم اومد اخه کی میدونه .

نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین ۱۳۹۶ساعت 13:17 توسط سارا| |

برچسب: نویسنده: سینا فلاح تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 10:27

صفحه بندی