خرید بک لینک
این روزا مثل سابق دست و دلم به نوشتن نمیره

بیشتر سعی میکنم در مورد خودم فکر کنم

چند روزیه صبح ها دوباره زود بیدار میشم و میام به دفترم میرسم

اخه توی مدتی که نبودم این دختر خانومی که گذاشتم توی دفتر ظاهرا یکم شیطنت کرده و هیچی باهم جور در نیومده .

حالا خودم تصمیم گرفتم بیام و امورات رو دست بگیرم

برای دانشگاه هم ثبت نام کردم

علاوه بر کشمکش های زیادی که داشتیم که بریم کیش یا بمونیم ساری بالاخره تصمیم گرفتیم ساری باشیم .

برنامه های کاری و پروژه هامونم داره نرم نرمک پیش میره .

چند هفته گذشته هم که به مهمون داری و مسافرت گذشت .

واسه عید فطر خواهرم و بچه هاش و شوهرش اومده بودن یکهفته ای بودن و همش با اونا بودم بیشتر بیرون بودیم .

بعدش صبح روزی که اونا رفتن شبش داداشم اومد یکهفته ای هم با اون گذشت

بعدشم که من با داداشم رفتم یکهفته هم من مسافرت بودم .

روزگار خیلی تند میگذره به سرعت برق و باد

برچسب: نویسنده: سینا فلاح تاريخ: سه شنبه 21 اسفند 1397 ساعت: 9:46

صفحه بندی