این وسط یه سری اتفاقاتی افتاد که ناخواسته بد بود مثلا گوشیم فلش شد و لپتاپم یهویی زززز زد .
هر جوری بود پروژه رو بردمو تحویل دادم خدا رو شکر نمره اونم بیست شد این ترم معدلم شد نوزده و نوه و دو صدم .
تمام درسا رو به جز یکی بیست شدم اون یکی هم نوزده و نیم شدم .
شبی که پروزه رو تحویل دادم و اومدم خونه درو باز کردم با یه جعبه و یه نامه مواجه شدم .
همسری خونه نبود رفته بود برام لپتاپ خریده بود و با یه نامه گذشاته بود روی میز
زحمت کشیده بود . دستش درد نکنه .
تازگیا یه کاره جدید رو شروع کردیم .
یه پروژه برنامه نویسی دست گرفتیم که اگه خدا بخواد بشه استارت اولیه برای راه اندازیه یه شرکت این روزا تمام وقتم صرف تحلیل و طراحی اون برنامه میشه .
دیشب شب قدر بود . قرار بود بریم تکیه که بخاطر گرمای هوا ترجیح دادیم خونه بمونیم و با تلویزیون مراسمو انجام بدیم . برای من مکان مهم نیست . مهم دله ادمه که باید توی اون لحظه ها به خدا کانکت بشه چه فرقی داره تو توی مکه باشی یا توی یه تکیه یا توی خونت مهم اون ارتباط هستش که باید ایجاد بشه .
فعلا که خدا رو شکر همه چی ارومه .
زندگی داره سیر طبیعیه خودشو دنبال میکنه .
از دوستای گلم که توی این مدت منو تنها نزاشتن کمال تشکر رو دارم . لیلا جان عزیز دلم امیدوارم این شبا هرچی از خدا میخوای بهت بده . مامانه دخترک و پسرک امیدوارم توی این ایام خدا خودش همه ارزوهای قشنگت رو براورده کنه .
باران عزیز میدونی چقدر برام عزیزی از دا میخوام که اونچیزی که برات خیر توشه سر راهت قرار بده .
التماس دعا این شبا برای منم دعا کنید .
برچسب:
نویسنده: سینا فلاح